روزای سختی گذشت تا بفهمم انقدام زندگی ارزش نداره که خودمو دارم میکشم براش !!چمیدونم ... شاید تنهایی ! شاید تلاطم های ذهنم ...
شاید اینکه بیشتر از هم سن وسالام میفهمم انقد اذیتم کرد ... شاید چون درک نشدم ! درکم نکردنروزای دلتنگی روزای پر غصه پر استرس با یه بغض خفه کننده و یه سکوت بلند که پشت یه لبخند مخفی میشد گذشتالان میرم جلو آینه و با خودم حرف میزنم ... میگم ک خوبم ... من واقعا خوبم !!! نمیدونم چم شده ... انگاری غمگین نیستم ... انگاری خسته نیستم . انگار نه انگار که تا یک ماه پیش آرزوی تموم ش
برچسب:
نویسنده: یونا صادقی
کلی آرزویی که برای رسیدن بهشون هیچ تلاشی نمیشه ...یه مترسک بی انگیزه ک فقط ادای آدمای با انگیزرو در میاره ...
خدایی که دور تر ار همیشه با یه اخم واستاده و من و نگاه میکنه ...قید همه چیمو دارم میزنم ... نمازم !ایمانم!اعتقاداتم ... حجابممممم!!!!!!!!!این دنیا ک گوه میگذرع ... اون دنیامم ک دارم آباد میکنم ... به به چه قد همه چی خوبه !!چه قد هر چی که خواستمو دارممممممممممممم ....چه قد تونستم همون آدم بشم ...چه قد همه حواسشون بم هس ...چه قد خدا دوستم داره ... چه قد از همه چی بدم میاد ...!!!
برچسب:
نویسنده: یونا صادقی